قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار کامل شاعران / حافظ / غزلیات حافظ / خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

حافظ-غزل شماره 361

خرم آن روز کز این منزل ویران بروم

راحت جان طلبم وز پی جانان بروم

گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب

من به بوی سر آن زلف پریشان بروم

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت

رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم

چون صبا با تن بیمار و دل بی‌طاقت

به هواداری آن سرو خرامان بروم

در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت

با دل زخم کش و دیده ی گریان بروم

نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی

تا در میکده شادان و غزلخوان بروم

به هواداری او ذره صفت رقص کنان

تا لب چشمه ی خورشید درخشان بروم

تازیان را غم احوال گرانباران نیست

پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم

ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون

همره کوکبه ی آصف دوران بروم

 

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code