سلامی چو بوی خوش آشنایی-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

سلامی چو بوی خوش آشنایی-همراه با معنی و تفسیر

سلامی چو بوی خوش آشنایی


حافظ-غزل شماره 492

 

سلامی چو بوی خوش آشنایی

بدان مردم دیده ی روشنایی

درودی چو نور دل پارسایان

بدان شمع خلوتگه پارسایی

نمی‌بینم از همدمان هیچ بر جای

دلم خون شد از غصه ساقی کجایی

ز کوی مغان رخ مگردان که آنجا

فروشند مفتاح مشکل گشایی

عروس جهان گر چه در حدّ حسن است

ز حد می‌برد شیوه ی بی‌وفایی

دل خسته ی من گرش همتی هست

نخواهد ز سنگین دلان مومیایی

می صوفی افکن کجا می‌فروشند

که در تابم از دست زهد ریایی

رفیقان چنان عهد صحبت شکستند

که گویی نبوده ست خود آشنایی

مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع

بسی پادشایی کنم در گدایی

بیاموزمت کیمیای سعادت

ز همصحبت بد جدایی جدایی

مکن حافظ از جور دوران شکایت

چه دانی تو ای بنده کار خدایی


 معنی و تفسیر بیت های نخستین :

۱. سلامی چو بوی خوش آشنایی / بدان مردم دیده ی روشنایی:
حافظ سلامی به بوی خوش آشنایی می‌دهد و آن را به مردم روشن‌دل تقدیم می‌کند. این بیت نشان‌دهنده‌ی ارزش آشنایی و دوستی با افراد روشن‌فکر است.

۲. درودی چو نور دل پارسایان / بدان شمع خلوتگه پارسایی:
شاعر درودی به نور دل پارسایان می‌فرستد و آن را به شمع خلوتگاه پارسایی تقدیم می‌کند. این بیت بیانگر احترام به پاکی و تقوای پارسایان است.

۳. نمی‌بینم از همدمان هیچ بر جای / دلم خون شد از غصه ساقی کجایی:
حافظ می‌گوید که از دوستانش کسی باقی نمانده و دلش از غصه خون شده است. او از ساقی می‌پرسد که کجاست. این بیت نشان‌دهنده‌ی تنهایی و غم ناشی از فقدان دوستان است.

۴. ز کوی مغان رخ مگردان که آنجا / فروشند مفتاح مشکل گشایی:
شاعر می‌گوید که از کوی مغان (محل عیاشی و می‌نوشی) روی برمگردان، زیرا در آنجا کلید حل مشکلات را می‌فروشند. این بیت اشاره به این دارد که گاهی راه‌حل مشکلات در جاهایی است که انتظارش را نداریم.

۵. عروس جهان گر چه در حدّ حسن است / ز حد می‌برد شیوه ی بی‌وفایی:
حافظ می‌گوید که عروس جهان (دنیا) گرچه بسیار زیباست، اما روش بی‌وفایی‌اش از حد می‌گذرد. این بیت بیانگر ناپایداری و بی‌وفایی دنیاست.

۶. دل خسته ی من گرش همتی هست / نخواهد ز سنگین دلان مومیایی:
شاعر می‌گوید که اگر دل خسته‌اش همتی داشته باشد، از سنگین‌دلان (افراد بی‌احساس) کمک نخواهد خواست. این بیت نشان‌دهنده‌ی عزت نفس و استقلال است.


 معنی و تفسیر بیت های پایانی :

۷. می صوفی افکن کجا می‌فروشند / که در تابم از دست زهد ریایی:
حافظ می‌پرسد که شراب صوفی‌افکن (شرابی که صوفیان را به وجد می‌آورد) کجا فروخته می‌شود، زیرا از زهد ریایی (تظاهر به تقوا) خسته شده است. این بیت بیانگر نارضایتی از ریا و تظاهر است.

۸. رفیقان چنان عهد صحبت شکستند / که گویی نبوده ست خود آشنایی:
شاعر می‌گوید که دوستانش آنقدر پیمان دوستی را شکسته‌اند که گویی اصلاً آشنایی‌ای در کار نبوده است. این بیت نشان‌دهنده‌ی بی‌وفایی دوستان است.

۹. مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع / بسی پادشایی کنم در گدایی:
حافظ خطاب به نفس طمعکار خود می‌گوید که اگر او را رها کند، می‌تواند حتی در گدایی نیز پادشاهی کند. این بیت بیانگر قدرت روحی و استقلال است.

۱۰. بیاموزمت کیمیای سعادت / ز همصحبت بد جدایی جدایی:
شاعر می‌گوید که کیمیای سعادت (راز خوشبختی) را به تو می‌آموزد و آن جدایی از هم‌نشین بد است. این بیت تأکید بر اهمیت انتخاب دوستان خوب دارد.

۱۱. مکن حافظ از جور دوران شکایت / چه دانی تو ای بنده کار خدایی:
حافظ به خودش می‌گوید که از جور زمانه شکایت نکند، زیرا او به عنوان بنده، از کارهای خداوند آگاهی ندارد. این بیت بیانگر تسلیم و رضا در برابر تقدیر است.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤