صبح، مگر میدمد از کوی تو - ادبستان شعر پارسی % %

صبح، مگر میدمد از کوی تو

آذر بیگدلی – غزل شماره 165

صبح، مگر میدمد از کوی تو

کز نفسش میشنوم بوی تو

توبه دهد بابلیان را ز سحر

جادویی نرگس جادوی تو

سلسله ی شیفتگان غمت

نگسلد از سلسله ی موی تو

دعوی خون، نشنود از من کسی

روز جزا بینم اگر روی تو

شکوه ام از خوی تو هرگز نبود

بود چو روی تو اگر خوی تو

گر ننشینی تو به پهلوی من

به که نشینند به پهلوی تو

آذر دل باخته را ساخته

گوشه نشین گوشه ی ابروی تو

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤