افغان که رفت جانم و جانانم آرزوست

آذر بیگدلی – غزل شماره 26

افغان که رفت جانم و جانانم آرزوست

دردا که کشت دردم و درمانم آرزوست

من تنگدل ز کنج قفس نیستم، ولی

یک ناله در میان گلستانم آرزوست

من قابل ملازمت محرمان نیم

وین طرفه تر که خدمت سلطانم آرزوست؟

از حرف کفر و قصه ی ایمان دلم گرفت

صلحی میان گبر و مسلمانم آرزوست

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها