
آذر بیگدلی – غزل شماره 25
وصل، که در هر نفسم آرزوست
جز تو نه از هیچکسم آرزوست
تا تو به مجمل شنوی ناله ام
همنفسی با جرسم آرزوست
وصل تو گر در نفس آخر است
از همه عمر، آن نفسم آرزوست
نغمه سرای چمنم سالهاست
ناله ی کنج قفسم آرزوست
دادرس من نشود هیچ کس
غیر تو گر دادرسم آرزوست
زان سرکو کاهل هوس ساکنند
رفتن اهل هوسم آرزوست
بلبلم آذر به گلستان عشق
سوختن خار و خسم آرزوست