گلستان-باب سوم در فضیلت قناعت-حکایت 23 - ادبستان شعر پارسی % %

گلستان-باب سوم در فضیلت قناعت-حکایت 23

سعدی-گلستان-باب سوم در فضیلت قناعت

حکایت 23

 

صیادی ضعیف را ماهی قوی به دام اندر افتاد . طاقت حفظ آن نداشت ، ماهی برو غالب آمد و دام از دستش درربود و برفت

شد غلامی که آب جوی آرد

جوی آب آمد و غلام ببرد

دام هر بار ماهی آوردی

ماهی این بار رفت و دام ببرد

دیگر صیادان دریغ خوردند و ملامتش کردند که چنین صیدی در دامت افتاد و ندانستی نگاه داشتن . گفت : ای برادران چه توان کردن ؟ مرا روزی نبود و ماهی را همچنان روزی مانده بود . صیادِ بی روزی در دجله نگیرد و ماهیِ بی اجل بر خشک نمیرد .

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤