گلستان-باب سوم در فضیلت قناعت-حکایت 17 - ادبستان شعر پارسی % %

گلستان-باب سوم در فضیلت قناعت-حکایت 17

سعدی-گلستان-باب سوم در فضیلت قناعت

حکایت 17

 

همچنین در قاع بسیط ، مسافری گم شده بود و قوت و قوّتش به آخر آمده و درمی چند بر میان داشت . بسیاری بگردید و ره به جایی نبرد . پس به سختی هلاک شد . طایفه‌ای برسیدند و درمها دیدند پیش رویش نهاده و بر خاک نبشته :

گر همه زرّ جعفری دارد

مرد بی توشه برنگیرد کام

در بیابان فقیر سوخته را

شلغم پخته بِه که نقره ی خام

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤