عزّت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش را - ادبستان شعر پارسی % %

عزّت مبردر کار دل این لطف بیش از پیش را

وحشی بافقی- غزل شماره 12

عزّت مبر در کار دل این لطف بیش از پیش را

این بس که ضایع می‌ کنی بر من جفای خویش را

لطفی که بد خو سازدم ناید به کار جان من

اسباب کین آماده کن خویِ ملال اندیش را

هر چند سیل فتنه گر چون بخت باشد ور رسی

کشتی به دیوار آوری ویرانهٔ درویش را

بر کافر عشقِ بتان جایز نباشد مرحمت

بی جرم باید سوختن مفتی منم این کیش را

عشقم خراش سینه شد گو لطف تو مرهم منه

گر التفاتی می‌ کنی ناسور کن این ریش را

چون نیش زنبورم به دل گو زهر می ‌ریز از مژه

افیون حیرت خورده‌ ام زحمت ندانم نیش را

با پادشاه من بگو وحشی که چون دور از تو شد؟

تاریخ  می خوان گه گهی خوبان عهد خویش را

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤