گرد سرِ تو گردم و آن رخش راندنت - ادبستان شعر پارسی % %

گرد سرِ تو گردم و آن رخش راندنت

وحشی بافقی- غزل شماره 106

گرد سرِ تو گردم و آن رخش راندنت

وان ‌دست و تازیانه و مرکب جهاندنت

شهری به ترکتاز دهد بلکه عالمی

ترکانه برنشستن و هر سو دواندنت

پیشِ خدنگِ پرکش ناز تو جان دهم

وان شست باز کردن و تا پر نشاندنت

میرم به آن عتاب که گویا سرشته‌اند

صد لطف با ادایِ تعرّض رساندنت

طرزِ نگاه نازم و جنبیدنِ مژه

وان دامنِ کرشمه به مردم فشاندنت

وحشی اگر تو فارغی از درد عشق، چیست

این آه و ناله کردن و این شعر خواندنت

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤