شعری از هومبرتو آکابال - ادبستان شعر پارسی % %

شعری از هومبرتو آکابال

ستاره‌های فراوانی بودند در استخر .

از پدرم خواستم درشان بیاورد .

او آب را منتقل کرد

قطره به قطره

و جایشان داد در دستانم .

سپیده‌دم

خواستم ببینم آیا

او واقعا درشان آورده است

و حقیقت داشت

تنها چیزی که در استخر مانده بود

آسمان بود .

 

“برگردان : کامیار محسنین”


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعرهای ترجمه شده به فارسی،سروده های برگردان به پارسی،هومبرتو آكابال،کشور گواتمالا،گواتمالایی.

 Humberto Akʼabal،akabal،poems،quotes،akabal

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤