عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست - ادبستان شعر پارسی % %

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

مولانا – کلیات شمس تبریزی 

رباعی شماره 361

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

تا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست

اجزای وجود من همه دوست گرفت

نامیست ز من بر من و باقی همه اوست

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤