
مهستی گنجوی – رباعی شماره 62
گفتم که لبم به بوسه ای مهمان است
گفتا که بهای بوسه ی من جان است
عقل آمد و در پهلوی من زد انگشت
یعنی که خموش، بیع … که ارزان است (1)
واژگان دشوار:1– این مصراع در نسخه اصلی محو شده و تا همین حد قابل خواندن است !

مهستی گنجوی – رباعی شماره 62
گفتم که لبم به بوسه ای مهمان است
گفتا که بهای بوسه ی من جان است
عقل آمد و در پهلوی من زد انگشت
یعنی که خموش، بیع … که ارزان است (1)
واژگان دشوار:1– این مصراع در نسخه اصلی محو شده و تا همین حد قابل خواندن است !