گر پریشان حالم او داند لسان حال را - ادبستان شعر پارسی % %

گر پریشان حالم او داند لسان حال را

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 19

گر پریشان حالم او داند لسان حال را

ور چو سوسن لالم او داند زبان لال را

گر چه بامت بس بلند و بی پر و بالیم ما

همتی کان شمع رویت سوخت پر و بال را

ای امیر کاروان کاندیشه ی ما نبودت

یک نظر هم میرسد افتاده در دنبال را

سنگی از طفلی نیامد بر سر ما در جنون

چرخ در دوران ما افسرده کرد اطفال را

نغمه‌ام زاری دل، شربم ز خوناب جگر

بین به بزم کامرانی باده ی قوّال را

عمر بگذشت و نگاهی بر من مسکین نکرد

جان من آخر نه انجامی بود اهمال را

هرچه پیش آید ز یار اسرار نبود شکوه ای

سوی ما نبود گذاری طایر اقبال را

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤