فقیر کوری با گیتی آفرین می گفت : - ادبستان شعر پارسی % %

فقیر کوری با گیتی آفرین می گفت :

رهی معیری – قطعه شماره 22

نابینا و ستمگر

فقیر کوری با گیتی آفرین می گفت :

که ای ز وصف تو الکن زبان تحسینم

به نعمتی که مرا داده ای، هزاران شکر

که من نه درخور لطف و عطای چندینم

خسی گرفت گریبان کور و با وی گفت :

که تا جواب نگویی ز پای ننشینم

من ار سپاس جهان آفرین کنم نه شگفت

که تیزبین و قوی پنجه تر ز شاهینم

ولی تو کوری و ناتندرست و حاجتمند

نه چون منی که خداوند جاه و تمکینم

چه نعمتی است تو را تا به شکر آن کوشی؟

به حیرت اندر، از کار چون تو مسکینم

بگفت کور: کزین به چه نعمتی خواهی؟

که روی چون تو فرومایه ای نمی بینم !

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤