ستاره شعله ای از جان دردمند من است - ادبستان شعر پارسی % %

ستاره شعله ای از جان دردمند من است

رهی معیری – غزلیات

شماره 22

آتش جاوید

 ستاره شعله ای از جان دردمند من است

سپهر، آیتی از همت بلند من است

به چشم اهل نظر صبح روشنم ز آن روی

که تازه رویی عالم، ز نوشخند من است

چگونه راز دلم همچو نی نهان ماند ؟

که داغ عشق تو پیدا ز بند بند من است

در آتش از دل آزاده ام ولی غم نیست

پسند خاطر آزادگان پسند من است

رهی به مشت غباری چه التفات کنم ؟

که آفتاب جهانتاب در کمند من است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤