ستاره شعله ای از جان دردمند من است

رهی معیری – غزلیات

شماره 22

آتش جاوید

 ستاره شعله ای از جان دردمند من است

سپهر، آیتی از همت بلند من است

به چشم اهل نظر صبح روشنم ز آن روی

که تازه رویی عالم، ز نوشخند من است

چگونه راز دلم همچو نی نهان ماند ؟

که داغ عشق تو پیدا ز بند بند من است

در آتش از دل آزاده ام ولی غم نیست

پسند خاطر آزادگان پسند من است

رهی به مشت غباری چه التفات کنم ؟

که آفتاب جهانتاب در کمند من است

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها