بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده ام

رهی معیری – غزلیات

شماره 85

حاصل عمر

بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده ام

همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده ام

شمع طرب ز بخت ما آتش خانه سوز شد

گشت بلای جان من عشق به جان خریده ام

حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود

تا تو ز من بریده ای من ز جهان بریده ام

تا به کنار من بود، بود به جا قرار دل

رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده ام

چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون

ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیده ام

تا تو مراد من دهی، کشته مرا فراق تو

تا تو به داد من رسی، من به خدا رسیده ام

یا ز ره وفا بیا، یا ز دل رهی برو

سوخت در انتظار تو جان به لب رسیده ام

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها