زان لب همه دشنام بود ملتمس ما - ادبستان شعر پارسی % %

زان لب همه دشنام بود ملتمس ما

عرفی شیرازی- غزل شماره 15

زان لب همه دشنام بود ملتمس ما

آری، همه بر زهر نشیند مگس ما

آن کعبه روانیم که صد قافلۀ درد

مست اند زآشوب  صدای جرس ما

می نوش و میندیش درین کوچه که شبها

ساغر زده با محتسب آمد عسس ما

گل روید و خندد بگلستان و بگلشن

در باغ ارم نیست هوای قفس ما

در عرش نهیب ادبش باز ندارد

گاهی که شود گرم عنان فرس ما

بنشسته بذوقی که صد آشوب قیامت

از شهد غم او نرماند مگس ما

خاکستر پروانه طلبکار سموم است

ای باد مسیحا مفشان گل بخس ما

عرفی طلب کام روا نیست، و گرنه

دریای اثر موج زند از نفس ما

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤