ای که ز دیده غایبی در دل ما نشسته‌ای همراه با معنی و تفسیر

ای که ز دیده غایبی در دل ما نشسته‌ای

سعدی-غزل شماره 550

 

ای که ز دیده غایبی در دل ما نشسته‌ای

حسن تو جلوه می‌کند وین همه پرده بسته‌ای

خاطر عام برده‌ای خون خواص خورده‌ای

ما همه صید کرده‌ای خود ز کمند جسته‌ای

از دگری چه حاصلم تا ز تو مهر بگسلم

هم تو که خسته‌ای دلم مرهم ریش خسته‌ای

گر به جراحت و الم دل بشکستیم چه غم

می‌شنوم که دم به دم پیش دل شکسته‌ای

 

معنی بیت‌های شعر

ای که ز دیده غایبی در دل ما نشسته‌ای / حسن تو جلوه می‌کند وین همه پرده بسته‌ای

ای کسی که از دیدگان ما پنهانی، اما در دل ما جای گرفته‌ای؛ زیبایی تو آشکار است، هرچند خود را در پس پرده‌های بسیار پوشانده‌ای.

خاطر عام برده‌ای خون خواص خورده‌ای / ما همه صید کرده‌ای خود ز کمند جسته‌ای

دل و هوش مردم را ربوده‌ای و بزرگان و برگزیدگان را نیز گرفتار عشق خود کرده‌ای؛ همه ما را شکار کرده‌ای، اما خودت از دام عشق گریخته‌ای.

از دگری چه حاصلم تا ز تو مهر بگسلم / هم تو که خسته‌ای دلم مرهم ریش خسته‌ای

اگر از تو دل بکنم و مهر دیگری را بجویم، چه سودی برای من دارد؟ تو همان کسی هستی که دلم را آزرده‌ای و در عین حال مرهم زخم دل خسته‌ام نیز هستی.

گر به جراحت و الم دل بشکستیم چه غم / می‌شنوم که دم به دم پیش دل شکسته‌ای

اگر دل ما بر اثر زخم و درد عشق شکسته است، باکی نیست؛ زیرا می‌شنوم که تو پیوسته در کنار دل‌های شکسته و غمگین هستی.

معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤