چند بشاید به صبر دیده فرو دوختن همراه با معنی و تفسیر

چند بشاید به صبر دیده فرو دوختن

سعدی-غزل شماره 510

 

چند بشاید به صبر دیده فرو دوختن

خرمن ما را نماند حیله به جز سوختن

گر نظر صدق را نام گنه می‌نهند

حاصل ما هیچ نیست جز گنه اندوختن

چند به شب در سماع جامه دریدن ز شوق

روز دگر بامداد پاره بر او دوختن

زهد نخواهد خرید چاره رنجور عشق

شمع و شراب است و شید پیش تو نفروختن

تا به کدام آبروی ذکر وصالت کنیم

شکر خیالت هنوز می‌نتوان توختن

لهجه شیرین من پیش دهان تو چیست

در نظر آفتاب مشعله افروختن

منطق سعدی شنید حاسد و حیران بماند

چاره او خامشیست یا سخن آموختن

 

معنی بیت‌های شعر

چند بشاید به صبر دیده فرو دوختن
خرمن ما را نماند حیله به جز سوختن

تا کی می‌توان از روی شکیبایی چشم بر هم نهاد و تحمل کرد؟ برای خرمن هستی و حاصل زندگی ما، جز سوختن و نابود شدن چاره‌ای نمانده است.

گر نظر صدق را نام گنه می‌نهند
حاصل ما هیچ نیست جز گنه اندوختن

اگر نگاه صادقانه و خالصانه را گناه بنامند، پس بهره و حاصل ما چیزی جز گرد آوردن گناه نخواهد بود.

چند به شب در سماع جامه دریدن ز شوق
روز دگر بامداد پاره بر او دوختن

تا کی باید شب هنگام از شوق و شور، در حال سماع جامه پاره کرد و صبح روز بعد دوباره آن را دوخت؟

زهد نخواهد خرید چاره رنجور عشق
شمع و شراب است و شید پیش تو نفروختن

زهد و پرهیزگاری درمان عاشق رنجور را فراهم نمی‌کند؛ در برابر تو، حتی شمع و شراب و عشق و شیدایی نیز ارزشی ندارند و به کار نمی‌آیند.

تا به کدام آبروی ذکر وصالت کنیم
شکر خیالت هنوز می‌نتوان توختن

با کدام آبرو و شایستگی می‌توانیم از وصال تو سخن بگوییم؟ ما هنوز از عهده ادا کردن سپاس خیال و یاد تو نیز برنمی‌آییم.

لهجه شیرین من پیش دهان تو چیست
در نظر آفتاب مشعله افروختن

سخن شیرین من در برابر دهان شیرین تو چه ارزشی دارد؟ مانند آن است که در برابر آفتاب، مشعلی روشن کنند.

منطق سعدی شنید حاسد و حیران بماند
چاره او خامشیست یا سخن آموختن

حسود چون سخنان سنجیده و استدلال سعدی را شنید، حیران و درمانده شد؛ اکنون چاره او یا خاموش ماندن است یا سخن گفتن و سخن آموختن.

معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤