ما دل دوستان به جان بخریم همراه با معنی و تفسیر

ما دل دوستان به جان بخریم

سعدی-غزل شماره 486

ما دل دوستان به جان بخریم

ور جهان دشمن است غم نخوریم

گر به شمشیر می‌زند معشوق

گو بزن جان من که ما سپریم

آن که صبر از جمال او نبود

به ضرورت جفای او ببریم

گر به خشم است و گر به عین رضا

نگهی باز کن که منتظریم

یک نظر بر جمال طلعت دوست

گر به جان می‌دهند تا بخریم

گر تو گویی خلاف عقل است این

عاقلان دیگرند و ما دگریم

باش تا خون ما همی‌ریزد

ما در آن دست و قبضه می‌نگریم

گر برانند و گر ببخشایند

ما بر این در گدای یک نظریم

دوست چندان که می‌کشد ما را

ما به فضل خدای زنده‌تریم

سعدیا زهر قاتل از دستش

گو بیاور که چون شکر بخوریم

ای نسیم صبا ز روضه انس

برگذر پیش از آن که درگذریم

تو خداوندگار باکرمی

گر چه ما بندگان بی هنریم

معنی بیت‌های شعر

ما دل دوستان به جان بخریم
ور جهان دشمن است غم نخوریم

ما برای به دست آوردن دل دوستان، جان خود را فدا می‌کنیم؛ و اگر همه جهان دشمن ما باشد، اندوهی به دل راه نمی‌دهیم.

گر به شمشیر می‌زند معشوق
گو بزن جان من که ما سپریم

اگر معشوق با شمشیر بر ما می‌تازد، بگو بزند؛ زیرا جان من فدای اوست و ما در برابر خواست او تسلیمیم.

آن که صبر از جمال او نبود
به ضرورت جفای او ببریم

کسی که در برابر زیبایی او توان شکیبایی ندارد، ناچار باید رنج و ستم او را نیز تحمل کند.

گر به خشم است و گر به عین رضا
نگهی باز کن که منتظریم

چه با خشم به ما بنگری و چه با خشنودی، دست‌کم نگاهی به ما بیفکن؛ زیرا ما چشم‌انتظار تو هستیم.

یک نظر بر جمال طلعت دوست
گر به جان می‌دهند تا بخریم

اگر برای دیدن یک نگاه از چهره زیبای دوست، جان خود را نیز بدهند، ما آن نگاه را با جان و دل می‌خریم.

گر تو گویی خلاف عقل است این
عاقلان دیگرند و ما دگریم

اگر بگویی این کار خلاف عقل است، پاسخ می‌دهیم که خردمندان راهی دیگر دارند و ما عاشقان، شیوه‌ای جدا از آنان داریم.

باش تا خون ما همی‌ریزد
ما در آن دست و قبضه می‌نگریم

بگذار خون ما جاری شود؛ ما همچنان به دست و قبضه شمشیر تو چشم دوخته‌ایم و از آن چشم برنمی‌داریم.

گر برانند و گر ببخشایند
ما بر این در گدای یک نظریم

چه ما را از خود برانند و چه بر ما رحمت آورند، ما همچنان بر آستان آنان گدای یک نگاه هستیم.

دوست چندان که می‌کشد ما را
ما به فضل خدای زنده‌تریم

هرچه دوست ما را بیشتر بیازارد و به رنج اندازد، به لطف خدا عشق و زندگی ما نیرومندتر و پایدارتر می‌شود.

سعدیا زهر قاتل از دستش
گو بیاور که چون شکر بخوریم

ای سعدی، به معشوق بگو اگر از دست او زهر کشنده هم باشد، بیاورد؛ زیرا ما آن را از دست او همچون شکر شیرین می‌خوریم.

ای نسیم صبا ز روضه انس
برگذر پیش از آن که درگذریم

ای نسیم صبا، از باغ و جایگاه انس و الفت بگذر و پیام ما را برسان، پیش از آنکه ما از این جهان بگذریم.

تو خداوندگار باکرمی
گر چه ما بندگان بی هنریم

تو سرور و صاحب اختیارِ بسیار بخشنده‌ای، هرچند ما بندگانی بی‌هنر و بی‌لیاقت هستیم.

معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤