با رقیب ای سست پیمان نرد الفت باختی - ادبستان شعر پارسی % %

با رقیب ای سست پیمان نرد الفت باختی

سحاب اصفهانی – غزل شماره 302

با رقیب ای سست پیمان نرد الفت باختی

تا مرا در ششدر رشک رقیب انداختی

سوختی از آتش غیرت دل عشاق را

ساختی با غیر و کار عاشقان را ساختی

تا که را خواهی هلاک از درد رشک من که تو

بی سبب در بزم وصل امشب مرا بنواختی

قدر سرو و گل شکستی تا تو در بستان حسن

رخ چو گل افروختی قامت چو سرو افراختی

با خرابی دل اکنون ای شه خوبان بساز

تا چرا رخش ستم در کشور دل تاختی

من ز حسرت جان سپردم چون تو بهر دیگران

از کمر خنجر کشیدی از میان تیغ آختی

کشتی ام گر از غم عشق بتان شادم که تو

صفحه ی دل را ز غم های دگر پرداختی

تا کس از جورت به جز ما در سر آن کو نماند

عاشقان خویش را زاهل وفا نشناختی

نرم می باید دل آن شوخ سنگین دل سحاب

ور نه گیرم سنگ را زآه درون بگداختی

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤