پیش از این باری اگر در بزم یاری داشتم - ادبستان شعر پارسی % %

پیش از این باری اگر در بزم یاری داشتم

سحاب اصفهانی – غزل شماره 243

پیش از این باری اگر در بزم یاری داشتم

بر دل از رشک رقیبان نیز باری داشتم

رفت خاک من به باد آنجا خوشا وقتی که من

بر سر آن کوی از خود یادگاری داشتم

جان اگر آسان ندادم از گرانجانی مدان

زآن که در هنگام مردن انتظاری داشتم

اعتبار غیر را نبود در آن کو اعتبار

کآنچه روزی داشت او من روزگاری داشتم

باغ حسنش را خزان آمد چو بلبل کاشکی

زین خزان من نیز امید بهاری داشتم

قوت بازویت ای صیاد کمتر بود کاش

تا ز پیکان تو در دل یادگاری داشتم

دل ز بهر عود مجمر جان برای شمع بزم

در حریم دوست هر یک را به کاری داشتم

گاه گاهی با سگانش همنشین بودم سحاب

پیش از این من هم در آن کو اعتباری داشتم

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤