به ناکامی دهم جان چون ببینم روی گلفامش - ادبستان شعر پارسی % %

به ناکامی دهم جان چون ببینم روی گلفامش

سحاب اصفهانی – غزل شماره 206

به ناکامی دهم جان چون ببینم روی گلفامش

که گر حاصل نشد کام من او حاصل شود کامش

زند هر سنگ بهر راندنم بر بال و پر گردد

برای ماندنم عذری دگر در گوشه ی بامش

نقاب زلف مشکین هر که بیند بر رخش داند

که روز عاشقان یکسان بود هم صبح و هم شامش

دلا نومید باش از وصل او کز کوی او قاصد

چنین کآهسته می‌آید توان دانست پیغامش

به کار خود در آغاز غمش درماندم و کاری

که آغازش چنین باشد چه خواهد بود انجامش

همین دانم که دارم سال‌ها عشق پری‌رویی

ولی نگذاردم غیرت که پرسم از کسی نامش

سحاب از آتش شوق وصالش سوخته است اما

همان بیرون نرفته است از دل این اندیشه ی خامش

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤