ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی-همراه با معنی و تفسیر

ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی


حافظ-غزل شماره 487

 

ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی

تا راهرو نباشی کی راهبر شوی

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق

هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی

تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

خواب و خورت ز مرتبه ی خویش دور کرد

آنگه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد

بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی

یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر

کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی

از پای تا سرت همه نور خدا شود

در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی

وجه خدا اگر شودت منظر نظر

زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی

بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود

در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی

گر در سرت هوای وصال است حافظا

باید که خاک درگه اهل هنر شوی


 معنی و تفسیر بیت های نخستین :

۱. ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی/ تا راهرو نباشی کی راهبر شوی:

حافظ به مخاطب خود می‌گوید که اگر از حقیقت بی‌خبری، تلاش کن تا به آگاهی برسی. تنها با تلاش و کوشش است که می‌توانی به مقام راهبری و هدایت دیگران دست یابی.

۲. در مکتب حقایق پیش ادیب عشق / هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی:

در این بیت، حافظ عشق را به عنوان معلمی بزرگ معرفی می‌کند که می‌تواند انسان را به حقیقت برساند. او به مخاطبش می‌گوید که اگر در این مکتب درس بخوانی، روزی می‌توانی به مقام پدری (یعنی استادی و راهنمایی دیگران) برسی.

۳. دست از مس وجود چو مردان ره بشوی / تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی:

حافظ از مخاطب می‌خواهد که مانند مردان راه، از تعلقات دنیوی دست بشوید و به دنبال کیمیای عشق باشد تا به گوهر وجود خود دست یابد.

۴. خواب و خورت ز مرتبه ی خویش دور کرد / آنگه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی:

در این بیت، حافظ اشاره می‌کند که اگر از خواب و خور (یعنی تعلقات مادی) دور شوی، به حقیقت وجود خود خواهی رسید.

۵. گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد / بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی:

حافظ می‌گوید که اگر نور عشق الهی به دل و جان تو بتابد، از خورشید آسمان نیز برتر خواهی شد. این بیت نشان‌دهنده قدرت عشق الهی در دگرگونی انسان است.


 معنی و تفسیر بیت های پایانی :

۶. یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر / کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی:

حافظ از مخاطب می‌خواهد که حتی برای یک لحظه نیز در دریای خدا غرق شود، زیرا این غرق شدن می‌تواند او را به حقیقت برساند.

۷. از پای تا سرت همه نور خدا شود / در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی:

در این بیت، حافظ بیان می‌کند که اگر در راه خدا از خود بگذری، تمام وجودت نورانی خواهد شد.

۸. وجه خدا اگر شودت منظر نظر / زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی:

حافظ می‌گوید که اگر چهره خدا را ببینی، دیگر شکی باقی نخواهد ماند و به یقین خواهی رسید.

۹. بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود / در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی:

در این بیت، حافظ اشاره می‌کند که اگر بنیاد وجودت دگرگون شود، به حقیقت خواهی رسید.

۱۰. گر در سرت هوای وصال است حافظا / باید که خاک درگه اهل هنر شوی:

حافظ در پایان به مخاطبش می‌گوید که اگر آرزوی وصال با معشوق (خدا) را داری، باید خاک درگاه اهل هنر (عارفان) شوی. این بیت نشان‌دهنده اهمیت تواضع و فروتنی در راه رسیدن به حقیقت است.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤