به جان پیر خرابات و حق صحبت او

حافظ-غزل شماره 405
به جان پیر خرابات و حق صحبت او
که نیست در سر من جز هوای خدمت او
بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است
بیار باده که مستظهرم به همّت او
چراغ صاعقه ی آن سحاب روشن باد
که زد به خرمن ما آتش محبّت او
بر آستانه ی میخانه گر سری بینی
مزن به پای که معلوم نیست نیّت او
بیا که دوش به مستی سروش عالم غیب
نوید داد که عام است فیض رحمت او
مکن به چشم حقارت نگاه در من مست
که نیست معصیت و زهد بی مشیّت او
نمیکند دل من میل زهد و توبه ولی
به نام خواجه بکوشیم و فرّ دولت او
مدام خرقه ی حافظ به باده در گرو است
مگر ز خاک خرابات بود فطرت او
معنی و تفسیر بیت های نخستین:
۱. به جان پیر خرابات و حق صحبت او / که نیست در سر من جز هوای خدمت او:
حافظ در این بیت سوگند به جان پیر خرابات (نماد عشق و عرفان) و حق صحبت او میخورد و بیان میکند که در سر او جز عشق و خدمت به پیر خرابات نیست. این بیت نشاندهنده ارادت و عشق حافظ به پیر خرابات و راه اوست.
۲. بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است / بیار باده که مستظهرم به همّت او:
حافظ در این بیت بیان میکند که اگرچه بهشت جای گناهکاران نیست، اما او به باده (نماد عشق و رهایی) پناه میبرد و به همت پیر خرابات امیدوار است. این بیت اشاره به امیدواری حافظ به رحمت الهی و فیض پیر خرابات دارد.
۳. چراغ صاعقه ی آن سحاب روشن باد / که زد به خرمن ما آتش محبّت او:
حافظ در این بیت از آتش محبت پیر خرابات سخن میگوید که مانند صاعقهای از آسمان بر خرمن دل او افتاده و آن را روشن کرده است. این بیت نشاندهنده تأثیر عمیق محبت پیر خرابات بر دل حافظ است.
۴. بر آستانه ی میخانه گر سری بینی / مزن به پای که معلوم نیست نیّت او:
حافظ در این بیت هشدار میدهد که اگر بر آستانه میخانه (نماد عرفان و حقیقت) سری دیدی، آن را با پا مزن، زیرا نیّت آن شخص مشخص نیست. این بیت اشاره به احترام به همه انسانها و پرهیز از قضاوت عجولانه دارد.
معنی و تفسیر بیت های پایانی:
۵. بیا که دوش به مستی سروش عالم غیب / نوید داد که عام است فیض رحمت او:
حافظ در این بیت از سروش عالم غیب (فرشته یا پیام الهی) سخن میگوید که در حالت مستی (حالتی نزدیک به عرفان) به او نوید داده است که فیض رحمت الهی عام است و شامل همه میشود. این بیت نشاندهنده امیدواری حافظ به رحمت بیپایان خداوند است.
۶. مکن به چشم حقارت نگاه در من مست / که نیست معصیت و زهد بی مشیّت او:
حافظ در این بیت از دیگران میخواهد که به او با دیده حقارت نگاه نکنند، زیرا هیچ گناه یا زهدی بدون خواست و مشیت خداوند اتفاق نمیافتد. این بیت اشاره به توکل و تسلیم در برابر اراده الهی دارد.
۷. نمیکند دل من میل زهد و توبه ولی / به نام خواجه بکوشیم و فرّ دولت او:
حافظ در این بیت بیان میکند که دل او به زهد و توبه (ریاکاری و ظاهرسازی) میل ندارد، اما به نام خواجه (پیر خرابات) تلاش میکند و به فرّ (برکت) دولت او امیدوار است. این بیت نشاندهنده بیاعتمادی حافظ به زهد ریاکارانه و تکیه بر برکت پیر خرابات است.
۸. مدام خرقه ی حافظ به باده در گرو است / مگر ز خاک خرابات بود فطرت او:
حافظ در این بیت بیان میکند که خرقه او (نماد زهد و عرفان) همیشه به باده (نماد عشق و حقیقت) گروگان است، زیرا فطرت او از خاک خرابات (جایگاه عشق و آزادگی) سرچشمه گرفته است. این بیت نشاندهنده وابستگی حافظ به عشق و حقیقت و ریشهدار بودن این عشق در وجود اوست.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



