سُلَیمی مُنذ حَلّت بالعراق-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

سُلَیمی مُنذ حَلّت بالعراق-همراه با معنی و تفسیر

سُلَیمی مُنذ حَلّت بالعراق


حافظ-غزل شماره 460

 

سُلَیمی مُنذ حَلّت بالعراق

اُلاقی من نواها ما الاقی

الا ای ساروان منزل دوست

الی رکبانکم طال اشتیاقی

خرد در زنده رود انداز و می نوش

به گلبانگ جوانان عراقی

ربیع العمر فی مرعی حِماکم

حَماک الله یا عهد التّلاقی

بیا ساقی بده رطل گرانم

سقاکَ الله من کاس دهاقِ

جوانی باز می‌آرد به یادم

سماع چنگ و دست افشان ساقی

می باقی بده تا مست و خوشدل

به یاران برفشانم عمر باقی

درونم خون شد از نادیدن دوست

الا تعسا لایاّم الفراقِ

دموعی بعدکم لا تحقروها

فکم بحرٍ عمیقٍ من سواقی

دمی با نیکخواهان متفق باش

غنیمت دان امور اتفاقی

بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو

به شعر فارسی صوت عراقی

عروسی بس خوشی ای دختر رز

ولی گه گه سزاوار طلاقی

مسیحای مجرد را برازد

که با خورشید سازد هم وثاقی

وصال دوستان روزی ما نیست

بخوان حافظ غزلهای فراقی


 معنی و تفسیر بیت های نخستین :

  1. سُلَیمی مُنذ حَلّت بالعراق / اُلاقی من نواها ما الاقی:
    • شاعر از معشوقی به نام سُلَیمی یاد می‌کند که از زمانی که به عراق آمده است، او را با نواهایش (آوازهایش) به وجد آورده است.
  2. الا ای ساروان منزل دوست / الی رکبانکم طال اشتیاقی:
    • شاعر به کاروانیان (ساروان) خطاب می‌کند و می‌گوید که اشتیاق او به منزل دوست (معشوق) طولانی شده است.
  3. خرد در زنده رود انداز و می نوش / به گلبانگ جوانان عراقی:
    • شاعر می‌گوید که خرد را در رود زنده (نماد زندگی و جریان) بینداز و شراب بنوش، در حالی که به آواز جوانان عراقی گوش می‌دهی.
  4. ربیع العمر فی مرعی حِماکم / حَماک الله یا عهد التّلاقی:
    • شاعر می‌گوید که بهار عمرش در چراگاه حِمای شما (معشوق) است و از خداوند می‌خواهد که این عهد تلاقی (دیدار) را حفظ کند.
  5. بیا ساقی بده رطل گرانم / سقاکَ الله من کاس دهاقِ:
    • شاعر از ساقی می‌خواهد که رطل (جام) گران‌بها به او بدهد و از خداوند می‌خواهد که ساقی را از جام پربرکت سیراب کند.
  6. جوانی باز می‌آرد به یادم / سماع چنگ و دست افشان ساقی:
    • شاعر می‌گوید که جوانی را به یاد می‌آورد، زمانی که به صدای چنگ و رقص ساقی گوش می‌داد.
  7. می باقی بده تا مست و خوشدل / به یاران برفشانم عمر باقی:
    • شاعر از ساقی می‌خواهد که شراب باقی (شراب ناب) به او بدهد تا مست و خوشحال شود و عمر باقی‌مانده‌اش را با یاران بگذراند.

معنی و تفسیر بیت های پایانی :

  1. درونم خون شد از نادیدن دوست / الا تعسا لایاّم الفراقِ:
    • شاعر می‌گوید که درونش از نادیدن دوست (معشوق) خون شده است و از روزهای فراق اظهار ناراحتی می‌کند.
  2. دموعی بعدکم لا تحقروها / فکم بحرٍ عمیقٍ من سواقی:
    • شاعر می‌گوید که اشک‌هایش پس از دوری شما (معشوق) را کوچک نشمارید، زیرا این اشک‌ها مانند دریای عمیقی هستند.
  3. دمی با نیکخواهان متفق باش / غنیمت دان امور اتفاقی:
    • شاعر توصیه می‌کند که با نیکخواهان همراه باش و اتفاقات را غنیمت بشمار.
  4. بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو / به شعر فارسی صوت عراقی:
    • شاعر به مطرب (نوازنده) خطاب می‌کند و از او می‌خواهد که با شعر فارسی آواز عراقی بخواند.
  5. عروسی بس خوشی ای دختر رز / ولی گه گه سزاوار طلاقی:
    • شاعر به دختر رز (شراب) خطاب می‌کند و می‌گوید که عروسی بسیار خوشی است، اما گاهی اوقات سزاوار جدایی (طلاق) است.
  6. مسیحای مجرد را برازد / که با خورشید سازد هم وثاقی:
    • شاعر می‌گوید که مسیحای مجرد (معشوق) سزاوار است که با خورشید هم‌پیمان شود.
  7. وصال دوستان روزی ما نیست / بخوان حافظ غزلهای فراقی:
    • شاعر می‌گوید که وصال دوستان روزی ما نیست و از حافظ می‌خواهد که غزل‌های فراقی بخواند.

غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤