اشعار کوتاه روزبه سوهانی - ادبستان شعر پارسی % %

اشعار کوتاه روزبه سوهانی

 

وقتی می روی

چند دقیقه

در کوچه می ایستم

هر چه از عطرت بیرون در مانده است را

نفس می کشم

و به خانه بر می گردانم

*****

بارها به دنیا آمده ام

تا دست کم

یکی از من

مرگ را در آغوشت تجربه کرده باشد

*****

از همخوابگی شهر و کفش هایت

کوچه های ناخواسته ی زیادی

به دنیا آمده اند … .

*****

بی‌خوابی لبت

به دایره‌ی هر فنجانی بزند

جرعه‌ای از تاریخ

کبود خواهد شد … .

 

*****

 

از سوراخ‌های پیراهنت ،

صدای پشیمانی تفنگ‌ ها

به گوش می‌رسد … .

 

*****

 

هر دیوار این سرزمین را

تاریخی

زخم کرده است 

که ناخن‌های یک زندانی را 

به یاد پنجره‌ها می‌اندازد … .

 

*****

 

دقیقه‌ای از شانه‌ات کافی است

تا ساعت‌های جهان ،

تاریخ را

به دلتنگی‌های یک کاغذ برگردانند

که نخستین کلمه‌های سرگذشت نسلی

در تکه‌هایش از هم دور می‌شود .

*****

صدای تو را پوشیده‌ام

و آرام آرام

از حنجره‌ی وطنی دور می‌شوم

که آوازهایش

دیگر

به گوش هیچ کوچه‌ ای نمی‌ رسید .


واژگان کلیدی: اشعار روزبه سوهانی،نمونه شعر روزبه سوهانی،شاعر روزبه سوهانی،یک شعر از روزبه سوهانی،شعری از روزبه سوهانی،شعرهای روزبه سوهانی،شعر نو روزبه سوهانی،شعر کوتاه روزبه سوهانی،هایکو روزبه سوهانی.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤