
وقتی می روی
چند دقیقه
در کوچه می ایستم
هر چه از عطرت بیرون در مانده است را
نفس می کشم
و به خانه بر می گردانم
*****
بارها به دنیا آمده ام
تا دست کم
یکی از من
مرگ را در آغوشت تجربه کرده باشد
*****
از همخوابگی شهر و کفش هایت
کوچه های ناخواسته ی زیادی
به دنیا آمده اند … .
*****
بیخوابی لبت
به دایرهی هر فنجانی بزند
جرعهای از تاریخ
کبود خواهد شد … .
*****
از سوراخهای پیراهنت ،
صدای پشیمانی تفنگ ها
به گوش میرسد … .
*****
هر دیوار این سرزمین را
تاریخی
زخم کرده است
که ناخنهای یک زندانی را
به یاد پنجرهها میاندازد … .
*****
دقیقهای از شانهات کافی است
تا ساعتهای جهان ،
تاریخ را
به دلتنگیهای یک کاغذ برگردانند
که نخستین کلمههای سرگذشت نسلی
در تکههایش از هم دور میشود .
*****
صدای تو را پوشیدهام
و آرام آرام
از حنجرهی وطنی دور میشوم
که آوازهایش
دیگر
به گوش هیچ کوچه ای نمی رسید .
واژگان کلیدی: اشعار روزبه سوهانی،نمونه شعر روزبه سوهانی،شاعر روزبه سوهانی،یک شعر از روزبه سوهانی،شعری از روزبه سوهانی،شعرهای روزبه سوهانی،شعر نو روزبه سوهانی،شعر کوتاه روزبه سوهانی،هایکو روزبه سوهانی.









