اشعار حمیدرضا شکارسری
از این سو تا آن سوی اتاق کوک ماشین هایم دوام داشت از این سوتا آن سوی شهر کوک ماشینم دوام دارد و کوک آن آمبولانس عجول !!! ***** باران، اثر انگشت ها را شست آفتاب، رد پاها را پاک کرد ابرها گریختند و گناه سیل به گردن آسمان افتاد مظنون همیشگی !!! ***** ابرها … ادامه



