
حالا تو فکر کن
در زمان حل می شود
همه ی لحظه های ما شدن
با رَدّ لمسِ انگشانت بر روح وروانم
چه کنم؟
بارانم
می گویی همه چیز تمام می شود
ناتمامِ قلبم را در کدام ویرانه ی غریب دنیا دنبال کنم ؟
مهربانم
همیشه زمان را مرهمِ نیست .
*****
حیرت انگیز
تداومِ دوست داشتنِ توست
که چون تکرارِ پُر طراوت باران
نه کهنه می شود
نه زوال می پذیرد .
*****
حالا فقط
خیالی است
که گاه و بی گاه
دق الباب می کند
و خاطرت را نذر می کند .
واژگان کلیدی: اشعار سارا فرزاد،نمونه شعر سارا فرزاد،شاعر سارا فرزاد،شعرهای سارا فرزاد،شعری از سارا فرزاد،یک شعر از سارا فرزاد،شعر نو سارا فرزاد،شعر کوتاه سارا فرزاد.









