آگاهسازیها
پاککردن همه
شعر چیست...
خانه شعر
1
ارسال
1
کاربران
0
Reactions
126
نمایش
مرداد 22, 1404 11:09 ق.ظ
(@sepand_ebrahimi)
هنرمند یک ستاره
عضو شده: 1 سال قبل
"درختی در گورستان بینام
روییده بود، بیاجازه، بیتاب
نه از خاک نیاکان،
نه از بذر دعا،
بلکه از استخوان مردی که هیچکس یادش نماند،
باد آمد،
نه برای نوازش،
بلکه برای بازجویی.
گفت: تو از کجایی؟
درخت گفت: از هیچجا،
از جایی که نام ندارد،
از جایی که تاریخ،
با خون،بیصدا نوشته میشود.
پرندهای آمد،
با بالهای شکسته،
نه برای آواز،
بلکه برای وصیت.
گفت: اگر روزی کسی از این گورستان گذشت،
بگو:
ما زنده بودیم،
اما کسی باور نکرد.
و من،
در سایهی آن درخت،
با دفتری خیس از خاکستر،
نوشتم:
شعر یعنی چیزی که نمیشود گفت،
اما باید نوشته شود.
سپند ابراهیمی، 18 مرداد 1404"
این موضوع در 1 سال قبل توسط سپند ابراهیمی اصلاح شد
ارسال یک پاسخ
پرش به انجمن:
موضوعات مرتبط
-
مبینا
9 ماه قبل
-
احمد محمود امپراطور بر غـزل: امیـر خسرو دهلوی
9 ماه قبل
-
شعر: ضد جنگ
11 ماه قبل
-
جمعمان جمع!
1 سال قبل
-
دستهای خالی من
1 سال قبل
اطلاعات انجمن
- 4 تالارهای گفتمان
- 177 موضوعات
- 214 ارسال
- 0 آنلاین
- 1,271 اعضا
جدیدترین عضو ما: شهریار فرهادی
آیکونهای تالارگفتمان:
تالارگفتمان حاوی هیچ ارسال خوانده نشدهای نیست
تالار حاوی ارسالهای خوانده نشده
آیکن های موضوع:
پاسخ داده نشده
پاسخ داده شده
فعال
داغ
مهم
تایید نشده
حل شده
خصوصی
بسته شده