آگاهسازیها
پاککردن همه
این روزها
خانه شعر
1
ارسال
1
کاربران
0
Reactions
114
نمایش
مرداد 22, 1404 11:06 ق.ظ
(@sepand_ebrahimi)
هنرمند یک ستاره
عضو شده: 1 سال قبل
این روزها
مَردم به خنده،قصهی ما را رقم زدند،
دلخستهام ز زخم تماشا، این روزها
لبخندها به زخم دلم نمک زدند
چشمهای سرد، مرا محک زدند این روز ها
دستت نگرفتند، ولی دل را زدند
با حرفهای سرد، مرا تنها زدند این روزها
شبها کوتاه تر شدهاند از خیال تو
دل مانده در حصار تمنا، این روزها
با سایهها نشستهام و از درد گفتهام
تنهاست در کنار من، دنیا، این روزها
دستم به ردی از تو نخورد، فقط هوا
اما دلم گفت: او همینجاس،...همین جا ..این روزها
ارسال یک پاسخ
پرش به انجمن:
موضوعات مرتبط
-
مبینا
9 ماه قبل
-
احمد محمود امپراطور بر غـزل: امیـر خسرو دهلوی
9 ماه قبل
-
شعر: ضد جنگ
11 ماه قبل
-
جمعمان جمع!
1 سال قبل
-
دستهای خالی من
1 سال قبل
اطلاعات انجمن
- 4 تالارهای گفتمان
- 177 موضوعات
- 214 ارسال
- 0 آنلاین
- 1,271 اعضا
جدیدترین عضو ما: شهریار فرهادی
آیکونهای تالارگفتمان:
تالارگفتمان حاوی هیچ ارسال خوانده نشدهای نیست
تالار حاوی ارسالهای خوانده نشده
آیکن های موضوع:
پاسخ داده نشده
پاسخ داده شده
فعال
داغ
مهم
تایید نشده
حل شده
خصوصی
بسته شده