شعری از کمال اجتماعی جندقی - ادبستان شعر پارسی ❤️

شعری از کمال اجتماعی جندقی

شعری از کمال اجتماعی جندقی

شعری از کمال اجتماعی جندقی


 

چو بوی گل به مشام دلم دمیدی و رفتی

چو عطر خاطره برخاطرم رسیدی و رفتی

چو شبنمی که نشیند سحر به دامن لاله

به دامن دل من لختی آرمیدی و رفتی

چو آهویی که ببیند به بیشه نقش خیالی

برای لحظه ای استادی و رمیدی و رفتی

چنان کبوتر وحشی،تو را به جهد گرفتم

به روی سینه ی من لحظه ای تپیدی و رفتی

به لحظه ای که ندادی مجال نام تو بردن

مرا چو قصه ی پرغصه ای شنیدی و رفتی

هنوز شمع وجودم به رهگذار تو لرزد

که با شتاب نسیم سحر وزیدی و رفتی

به چشم تو که منم اوستاد ناز کشیدن

چه زود دامن ناز از کفم کشیدی و رفتی


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤