غزلی از آرزو بان پرور

 

آغوش وا کن تا در آغوشت بمیرم

گیسو پریشان کرده بر دوشت بمیرم

در پیچ پیچ پیکرت من را بپیچان

کز پچ پچ یک آه در گوشت بمیرم

لب وا کن از هم  صف صف درّ و صدف را

تا مست مست و نوش در نوشت  بمیرم

گهوارگی کن پیکرم را تا در این رقص

با تن تن لالای خاموشت  بمیرم

شرجی ترین  پیراهنی بی دکمه تن کُن

تا بوسه باران زیر تن پوشت بمیرم

سهم من از دنیا و تو این شوکران است

تا مست و لب بر لب در آغوشت بمیرم


واژگان کلیدی : اشعار آرزو بان پرور،نمونه شعر آرزو بان پرور،شاعر آرزو بان پرور،شعرهای آرزو بان پرور،شعری از آرزو بان پرور،یک شعر از آرزو بان پرور،غزل آرزو بان پرور،غزلیات آرزو بان پرور،غزل های آرزو بان پرور،غزلی از آرزو بان پرور

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
کارن
میهمان
کارن
بهمن 7, 1399 1:06 ق.ظ

زیبا . احسنت .
شعر پاک درود