بود آن وقتی که دشنام تو خاطر خواه بود - ادبستان شعر پارسی % %

بود آن وقتی که دشنام تو خاطر خواه بود

وحشی بافقی- غزل شماره 143   

بود آن وقتی که دشنام تو خاطر خواه بود

بنده بودیم و زبانِ ماجرا کوتاه بود

حقِّ یاریهایِ سابق گر نبستی راهِ نطق

در جواب این که گفتی نکته‌ای در راه بود

پیش ازینم جان فزودی لذّتِ دشنامِ او

الّه الّه از چه امروز اینچنین جانکاه بود

گو مده فرمان که دیگر نیست دل فرمان پذیر

حکم او می‌رفت چندانی که اینجا شاه بود

سالها هم بگذرد وحشی که سویش نگذرم

تا نپنداری که خشم ما همین یک ماه بود

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤