
حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 174
تا دل اندر نظر آورده نگار عجبی
ز اشک خونین به رخم کرده نگار عجبی
کرده از خون شهیدان کف سیمین گلرنگ
بسته تهمت به حنا حیله شعار عجبی
سر سیر چمنم نیست چه در حسن تراست
ز ریاحین و گل و سبزه بهار عجبی
بازوی حسن تو نازم که ز چشم و ابروت
به کمندی عجب افکنده شکار عجبی
گشت بیماری دل به، که برآورد آن سرو
از زنخ سیب و ز پستان دو انار عجبی
طعمه لخت دل و جا کنج قفس، شربم خون
دارم ازدایره ی چرخ مدار عجبی
سخن از دوزخ و فردوس به اسرار مگوی
وصل و هجرش بودم جنت و نار عجبی



