صد دل بود بسته به هر حلقه ی گیسوت

مخفی بدخشی – مخمس شماره 2

مخمس با تضمین غزل شفایی اصفهانی

صد دل بود بسته به هر حلقه ی گیسوت

جانها همه بسمل شده ی غمزه ی جادوت

آهو به ختن منفعل از رایحه ی بوت

” ای خنده زده لعل تو بر حقه ی یاقوت

یاقوت لب لعل تو مرجان مرا قوت ”

 

خالق ز ازل کرده هویدا علم صنع

موجود شد از بهر وجودت عدم صنع

بهتر ز تو هرگز نکشیده رقم صنع

” با آب زبرجد به خط خوش قلم صنع

بنوشته به پشت لب لعل تو که یاقوت ”

 

جانان سوی دلباختگانت گذری کن

از آه دل سوختگانت حذری کن

بر کشته ی شمشیر جفایت نظری کن

” قربان وفایت به وفاتم گذری کن

تا بوت بیاید به من از رخنه ی تابوت ”

 

هر کس چو زلیخا به جمالت نگریدی

دیوانه و شیدا شده کفها ببریدی

با حسن ملیحت مه کنعان نرسیدی

” هاروت گر از دیده ی ما روت بدیدی

صدساحری آموختی از نرگس جادوت ”

 

عیسی نبود از کرم همچو تو شاهی

بر مخفی عاجز کنی از لطف نگاهی

بس همچو منی بنده ی دلسوز فدایی

” صد دل چو دل زار جفاکیش شفایی

قربان کششهای کمانخانه ی ابروت ”

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها