
مخفی بدخشی – مخمس شماره 7
مخمس با تضمین غزل وحشی بافقی
عمری که به راه تو دویدیم دویدیم
گر زهر غم و رنج چشیدیم چشیدیم
یا مهرو وفای تو ندیدیم ندیدیم
” ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هرکس که بریدیم بریدیم ”
تا چند گل وصل تو را غیر بچیند
تا کی همه سر جور و تطاول ز تو بیند
این صید دگر جنگل شهباز نبیند
” دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه ی بامی که پریدیم پریدیم ”
رفتن بر رندان دغاباز غلط بود
می خوردنت ای دلبر طناز غلط بود
آن عربده و قهر به ما باز غلط بود
” رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم رمیدیم ”
تا چند کنی ناله چو بلبل به چمنها
مخفی نه غم یار بود بهر تو تنها
هر گل طلب این خار کشیده به رسنها
” وحشی الم دوری و این قسم سخنها
آن نیست که ما هم نشنیدیم شنیدیم ”