شعری از لیلا احمدی - ادبستان شعر پارسی ❤️

شعری از لیلا احمدی

شعری از لیلا احمدی

شعری از لیلا احمدی


 

کابوس خواب­‌های پریشانی و تبی

می­‌سوزم از حرارت هذیان تو شبی

از این حصار سوخته امشب عبور کن

خاکستر حضور خودت را مرور کن

معشوق من هنوز به دنیا نیامده ا­‌ست

معشوق تو ولی … چرا حال تو بد است ؟

آیینه را به سمت تو چرخاندم و نبود

مردی که شعرهای مرا خوب می­‌سرود

باران همیشه رنگ به رنگ است بعد ِ تو

تنهایی­‌ام چقدر قشنگ است بعد ِ تو

هر نیمه شب به ماه سفر می­‌کنم و بعد

با خاطرات ِ سوخته سر می­‌کنم  و بعد

مهتاب را به خلوت خود راه می­‌دهم

خود را به دست وسوسه ­‌ی ماه می‌­دهم

باید از این توهمِ غم بار بگذرم

باید تو را مرور کنم باز در سرم

هی دست دست کردم و عمرم تمام شد

احساس­‌های ناب و قشنگم حرام شد

آب از سرم گذشته ولی غرق نیستم

باید دوباره روی دو پایم بایستم


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤