غزلی از علی اصغر حکمت - ادبستان شعر پارسی ❤️

غزلی از علی اصغر حکمت

غزلی از علی اصغر حکمت

غزلی از علی اصغر حکمت


دگرانش نگرانند و منم دل نگران

کای خدا ! دار نگاهش ز نگاه دگران

تو چنین پرده که بگشودی و رخ بنمودی

کور باشد که نباشد به جمالت نگران

نظر ما به جهان بود پی دیدن تو

ای تو منظور دل و دیده ی صاحب نظران

هر طرف جلوه ای از صوت تو صورت بست

وه ! که بس بی خبرند این همه کوران و کران

تاج شاهی که همه ی حاصل آن دردسر است

ما از آن فارغ و مشغول بدان تاجوران

ای سر زلف تو آسایش شوریده دلان

وی خم طره ات آرامش آشفته سران

بِرهان از قفس این بلبل پر سوخته را

تویی از لطف رهاننده ی بی بال و پران


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از سیاستمدار ادیب شاعر و نویسنده.

1 دیدگاه دربارهٔ «غزلی از علی اصغر حکمت;

  1. با درود
    علی اصغر حکمت که وزیر معارف در زمان رضا شاه بود اصالت شیرازی دارد و اصلا تهرانی نیست.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤