خط تو تیغ به رخسارِ آفتاب کشید - ادبستان شعر پارسی % %

خط تو تیغ به رخسارِ آفتاب کشید

صائب تبریزی- غزل شماره 4027

خط تو تیغ به رخسارِ آفتاب کشید

هزار حلقه به گوشش ز پیچ و تاب کشید

ز خط چگونه کنم ترک آن لب میگون؟

که می توان عرق از دُرد این شراب کشید

ز خط حضورِ دلِ داغ دیده می داند

به سایه رخت خود آن کس کز آفتاب کشید

به پیچ و تاب ازان زلف او سرآمد شد

که پیش موی میان مشق پیچ و تاب کشید

به زخمی از دم تیغ تو سرفراز نشد

اگر چه جاذبۀ من ز آهن آب کشید

کباب همت مردانۀ زلیخایم

که یوسف از چَهِ کنعان به جای آب کشید

شدم مقید دنیا ز تشنه چشمیها

به دام خویش مرا موجۀ سراب کشید

بود بجا ز سخن آبرو طمع کردن

اگر توان ز گل کاغذی گلاب کشید

ز پیچ تاب مکش سر چو بیدلان صائب

که رشته را به گهر سر ز پیچ و تاب کشید

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤