غمگسار دل سودازدۀ من شبهاست - ادبستان شعر پارسی % %

غمگسار دل سودازدۀ من شبهاست

صائب تبریزی- غزل شماره 1437

 

غمگسار دل سودازدۀ من شبهاست

همزبانی که مرا هست همین یاربهاست

در سیه خانۀ لیلی نبود مجنون را

با خیال تو حضوری که مرا در شبهاست

آرزو در دل من حلقۀ بیرون درست

سینۀ سادۀ من سدّ ره مطلبهاست

نیست ممکن به عزیزی نرسند آخر کار

یوسفی چند که محبوس درین قالبهاست

بهر دیوانۀ من نعل در آتش دارد

هر کجا کودک شوخی که درین مکتبهاست

چه خیال است که نشکسته درآید به کنار؟

دل که طوفان زدۀ موجۀ این غبغبهاست

گرمی حرص بجز مرگ ندارد درمان

عرق سرد سرانجام علاج تبهاست

کار دنیای تو گر در گره افتد خوش باش

چه بجز زهر فنا در گره عقربهاست؟

می کشد غیرت هفتاد و دو ملّت صائب

هر که چون پیر خرابات ز خوش مشربهاست

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤