ای ره خوابیده را از نقش پایت بالها - ادبستان شعر پارسی % %

ای ره خوابیده را از نقش پایت بالها

صائب تبریزی- غزل شماره 303

ای ره خوابیده را از نقش پایت بالها

از خرامت عالم آسوده را زلزالها

دل که از نقش تمنّا در جوانی ساده بود

شد ز پیری عنکبوت رشتۀ آمالها

محو و اثبات جهان در عالم حیرت یکی است

فارغ است آیینه از آمد شد تمثالها

نوش این محنت سرا را نیشها در چاشنی است

پردۀ ادبار باشد سر بسر اقبالها

آسمان می بالد از ناکامی ما خاکیان

می شوند از تشنگی سیراب این تبخالها

دشمن مرگ سبکروحند دنیادوستان

در گرانباری بود آسایش حمّالها

ریزش این تنگ چشمان تشنگی می آورد

وای بر کشتی که خواهد آب ازین غربال ها

بیگناهان در غضب حدّ گنهکاران خورند

می زنند از خشم، شیران بر زمین دنبالها

گوشۀ امنی مگر صائب به فریادم رسد

خانۀ زنبور شد گوشم ز قیل و قالها

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤