خزان رسید و گل افشانی بهار نماند - ادبستان شعر پارسی % %

خزان رسید و گل افشانی بهار نماند

صائب تبریزی- غزل شماره 3891

خزان رسید و گل افشانی بهار نماند

به دستِ بوسه فریبِ چمن، نگار نماند

چنان غبار خط آن صفحۀ عذار گرفت

که جای حاشیۀ زلف برکنار نماند

ز خوشه چینی این چهره های گندم گون

سفید را به نظر یک جو اعتبار نماند

ز نغمه سنجی داود گوش می گیرند

فغان که نغمه شناسی درین دیار نماند

ز پیش آتش خویش چگونه بگریزم؟

مرا که قوت پرواز یک شرار نماند

خموشیم اثر شکر نیست چون صائب

دماغ شکوه ام از اهل روزگار نماند

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤