به داغی عشق کار مردم دیوانه می‌سازد - ادبستان شعر پارسی % %

به داغی عشق کار مردم دیوانه می‌سازد

صائب تبریزی- غزل شماره 3014

به داغی عشق کار مردم دیوانه می‌سازد

خوش آن ساقی که کار بحر از پیمانه می‌سازد

زبان برق عالم‌سوز کوتاه است از ان خرمن

که از بهر دهان مور قفل از دانه می‌سازد

ز همکاری بلایی نیست بدتر اهل غیرت را

جنون بر هرکه زور آرد مرا دیوانه می‌سازد

چنین گر رخنه در جان می‌کند زلف سبکدستش

به اندک فرصتی از استخوانم شانه می‌سازد

درین بستانسرا هر لاله و گل را که می‌بینم

به اندازِ لب میگون او پیمانه می‌سازد

نشاط عید نتواند گشودن عقدۀ دل را

کلید ماه نو را قفل ما دندانه می‌سازد

درین طوفان که موج از دیر جنبیدن خطر دارد

حباب ساده‌ دل بر روی دریا خانه می‌سازد

می گلرنگ بیجا آبروی خویش می‌ریزد

گل روی تو کی با شبنم بیگانه می‌سازد؟

سر دیوانگی داری درین محفل اگر صائب

به یک سیلی فلک دیوانه را فرزانه می‌سازد

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤