تا سپهر کبود سیّارست - ادبستان شعر پارسی % %

تا سپهر کبود سیّارست

صائب تبریزی- غزل شماره 2206

 

تا سپهر کبود سیّارست

سینه آیینه دار زنگارست

گوشۀ امن، سینۀ هدف است

پلّۀ عافیت سرِ دارست

سبزه در دست و پای افتاده است

خار، بالانشین دیوارست

خر عیسی به گل فرو رفته است

دورِ دجّالِ برق رفتارست

خاکساری حصار عافیت است

کوتهی پشتبان دیوارست

اعتبار از میان چو برخیزد

بیضۀ مور، مهرۀ مارست

از تف آه آسمان سیرم

کهکشان همچو نبض بیمارست

دهن صبح پر ز خون شفق

چون نگردد، که راست گفتارست

دام گردون به خاک پوسیده است

یک رمِ آهوانه در کارست

تو ملایم نگشته ای صائب

ورنه سیر سپهر هموارست

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤