به قدر رم ازین عالم، توانی آرمید آنجا

صائب تبریزی- غزل شماره 311

به قدر رم ازین عالم، توانی آرمید آنجا

که اینجا هر که سستی کرد نتواند رسید آنجا

رواجی نیست در محشر عبادات ریایی را

به سیم قلب نتوان ماه کنعان را خرید آنجا

هلال جام می هر جا نماید گوشۀ ابرو

ز خجلت پشت سر خارد به ناخن ماه عید آنجا

در اقلیم مدارا ضعف بر قوّت بود غالب

به مویی می توان کوه گرانی را کشید آنجا

میاسا از گرستن گر وصال کعبه می خواهی

که باشد جامۀ احرام از چشم سفید آنجا

به غربال بصیرت پاک گردان دانۀ خود را

که هر تخمی که کاری، یک به یک خواهد دمید آنجا

اگر بر دفتر عصیان، خط باطل کشی اینجا

نخواهی بر زمین از شرمساری خط کشید آنجا

ز خشکی، خرده ای کز تنگدستان در گره بستی

عرق خواهد شد و بر چهره ات خواهد دوید آنجا

اگر اینجا گشایی عقده ای از کار محتاجان

درِ جنّت به رویت باز گردد بی کلید آنجا

نسازی تا به خون چون لاله اینجا چهره را رنگین

ز جوی شیر نتوان کاسه ها بر سر کشید آنجا

ره بی منتهای عشق دارد جذبه ای صائب

که نتواند شکار وحشی از دنبال دید آنجا

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها