روشنگر آیینۀ دلها دم غیب است - ادبستان شعر پارسی % %

روشنگر آیینۀ دلها دم غیب است

صائب تبریزی- غزل شماره 2120

 

روشنگر آیینۀ دلها دم غیب است

میراب جگرسوختگان شبنم غیب است

شیرازۀ مجموعۀ دلهای پریشان

تاری ز سر زلف خم اندر خم غیب است

فیضی که دهد همچو مسیحا به نفس جان

در پردۀ عصمتکدۀ مریم غیب است

در پاس نفس می گذرد عمر عزیزش

هر سوخته جانی که دلش همدم غیب است

هر کس کهخبر می دهد از راز حقیقت

زنهار مکن گوش که نامحرم غیب است

این زخم که از تیغ قضا بر جگر ماست

موقوف به روی دلی از مرهم غیب است

در چشم سیه خانه نشینان شهادت

دیدار بتان روزنۀ عالم غیب است

یک مو خبر از راز دهان تو ندارد

صائب که دلش آینۀ عالم غیب است

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤