چشم همیشه مستت خمّار کرد ما را

صائب تبریزی- غزل شماره 830

چشم همیشه مستت خمّار کرد ما را

زلف سبک عنانت سیّار کرد ما را

در خواب عقل بودیم در زیر سایۀ گل

باد بهار عشقت بیدار کرد ما را

داروی دردمندی از ما مسیح می برد

بیمارداری دل بیمار کرد ما را

گل کرد راز پنهان در داغ غوطه خوردیم

این خارخار آخر گلزار کرد ما را

توفیق چون درآید عصیان دلیل راه است

رطل گران غفلت هشیار کرد ما را

چون گل ز ساده لوحی در خواب ناز بودیم

اشک وداع شبنم بیدار کرد ما را

روزی چنان که باید آماده است صائب

اندیشۀ فزونی سیّار کرد ما را

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها